شخصيتها: جوان1 جوان2 مرد ماهيگير [شب - خارجي - كنار ساحل] مرد ماهيگير حدودا 3۵ ساله، با دقت و وسواس تمام طعمه ها را سر قلاب ميزند در آب مياندازد و ماهي هايي را كه صيد ميكند يكي يكي درون پلاستيك كنار دستش مياندازد. دو جوان حدودا 2۵ ساله، متشخص در پس زمينه مرد ماهيگير و كمي با فاصله از لبه ساحل به صورت بسيار جدي در حال صحبت با يكديگر هستند و گويي جوانب مسئله اي حياتي را براي يكديگر بازگو ميكنند. ناگهان سكوتي سنگين بين دو جوان حكمفرما ميشود. نگاه لبريز از شيطنت جوان 1 تمامي فكر او را به جوان2 منتقل ميكند. چند لحظه بعد دو جوان به قصد سوار شدن بر موتورسیکلت از جا بلند ميشوند. جوان2 در حال روشن كردن موتور و جوان 1 در انتظار. به محض روشن شدن موتورسیکلت با جستي بلند و در چشم به هم زدني كيسه ماهي ها را از كنار مرد مي قاپد و و به سرعت به پشت موتور مي پرد. و فرار مي كنند. مرد ماهيگير از جا بلند مي شود و دوان دوان حركت مي كند. [شب – خارجي – اين سمت خيابان منتهي به ساحل] تصوير پايين چند پله را نشان مي دهد كه در بالا به ساحل منتهي مي شوند و يك سراشيبي كنار پله ها براي عبور موتور و دوچرخه. يكدستگاه موتور سيكلت با سرعت هر چه تمامترو با عجله فراوان براي پايين آمدن بدون عبور از سراشيبي ترجيح مي دهد با پرشي بلند از روي پله ها عبور كند. موتور از كادر خارج ميشود و صداي مهيب برخورد در آن سمت خيابان به گوش مي رسد. [شب – خارجي – آن سمت خيابان منتهي به ساحل] يكدستگاه موتور، كنار بلوار، خرد و خمير كه چرخ عقب آن هنوز در حال چرخيدن است. دو جوان با وضعيتي اسفناك و بي جان یکی كنار بلوار و دیگری به پایین تیر چراغ برق چسبیده است. مرد ماهيگير قدم زنان وارد كادر ميشود. پلاستيك ماهيهايش را كه كنار دست جوان 2 افتاده بر مي دارد و مي رود. تصوير آهسته به سمت موتور سيكلت برميگردد. چرخ موتور هنوز در حال چرخيدن است. درعمق تصوير خياباني است كه از ساحل دور مي شود. مرد ماهيگير پلاستيك ماهي در دست در عمق خيابان از صحنه دور مي شود.
نوشته شده در سه شنبه 5 آذر1387ساعت
11:19 توسط آيسان| |

